|
نواي دل بی تو دل ما صفا ندارد امید به کربلا ندارد نگاه حسرتبس که میدان رفتن تو ، بر عمویت مشکل است دیگر از هجران مگو ، ای یادگار مجتبی بر دلم آتش مزن ، ای میوه قلب حسن سن تو جانا مناسب با چنین پیکار نیست سخت باشد ، ناسزا بشنیدن از هر ناکسی ای که واجب نیست ، در این سن تو ، صوم و صلات بهر میدان رفتن خود ، اشک بر دامن مریز ای که از داغ حسن ، گرد یتیمی بر سرت چون به جان مجتبی ، دادی قسم ، اینک برو میروی و میکنم سوی تو با حسرت نگاه بس که صحرا ، پر خروش از لشگر باطل بوَد تا سلامت بینمت ، کردم شتاب از خمیه گاه بس که ابر خاک و خون ، بگرفته روی ماه تو در دم جان دادنت ، گفتی : عمو جانم بیا گر نباشد چشمه ی چشمان گریانت «حسان» شاعر:حبیب چایچیان ادامه مطلب ... ای یاس باغ منای یادگار من، جان برادرم از دست عمه چون، تیری رها شدی گر تشنه ای کنون، در پیش علقمه از قلتگاه من، ای یاس باغ من ادامه مطلب ... دو پرورده ی زینبما که از عشق تو که در تب باشیم ما دو نوباوه ی عبد اللهیم از غم عشق تو ما حیرانیم شیر با عشق تو ما نوشیدیم روز و شب ذکر تو را می گفتیم هر سه از عشق تو شیدا گشتیم نام تو ورد زبان ما بود زینب، نهال غم، چه به ویرانه می نشاند آن کوه استقامت و، آن معدن وقار زینب که تا سحر، همه شب در قیام بود شاعر:حبیب چایچیان ادامه مطلب ... قلبم حزین استشد وارد کرببلا حسینم، ای نور عینم تا که تو در این سر زمین نشستی، قلبم شکستی از چه بیاید بوی حزن و ماتم، مُردم از این غم سفره ی مهمانی چرا چنین است، قلبم حزین است ادامه مطلب ... مسلم ام...مسلم ام نایب پور زهرا یا حسین یاحسین یا حسین جان ای حسین ای حبیب دل من یا حسین یاحسین یا حسین جان بام دار الاماره حسین جان یا حسین یاحسین یا حسین جان کوفه هرگز وفایی ندارد یا حسین یاحسین یا حسین جان حضرت امام حسين عليه السلام فرمود:از جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمود:هر كه دوست دارد به سان من زيست كند،و به سان من بميرد،و به بهشتى كه پروردگارم مرا وعده داده در آيد،بايد على بن ابى طالب و فرزندان و خاندان پاك او را كه پس از من پيشوايان هدايت و چراغهاى شبهاى تار ضلالتاند،دوست بدارد.زيرا آنان شما را از باب هدايت بيرون نبرده و در باب ضلالت در نمىآورند. هر ربط قلبى،با مرگ بگسلد،و هر علاقهاى با موت به سرآيد،عشقها تا پايان حيات،باقى است و محبتها و شيفتگىها تا پاى گور برجا...
به پاسخ فرهاد،كه در شيفتگى،مشهور است،توجه كنيد! خسرو پرويز سؤال مىنمايد و او پاسخ مىگويد: بگفتا:دل ز شيرين كى كنى پاك؟ بگفت:آنگه كه باشم مرده در خاك و نيز بايد دانست كه همه عشقها را راه صورت،مقدمه است و جمال،مايه اوليه.و هم اينكه،هر عشق، چون به وصال آنجامد،تلاش پايان پذيرد و شوق،تنزل يابد،و ديگر آنكه،معشوق،گاه بىوفا و پر جفا افتد و عاشق،از جور او بنالد،و ممكن است كه دست از دامن يار باز دارد و سر به بيابان گذارد و يا به محبوبى ديگر دل سپارد. اما عجيب،كار عشق اوست كه:ربطش با معشوق،پس از مرگ دنيائى قوىتر شود و«تعلق او»محكمتر...اشاره بدان فرمود: «فزت و رب الكعبة» معشوق او را،صورت و سيرتى جدا از يكديگر نيست و جمال را جدائى از كمال،در كار نه...هر دو يكى داند و براى او،در پرده و بىپرده تفاوت نكند: «لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا» «اگر پردهها را بر گيرند،مرا در آنچه به يقين مىبينم»تفاوتى نخواهد كرد.» و ديگر آنكه،او از ابتدا در وصال است: «لم اعبد ربا لم اره» «پروردگارى را كه نديده باشم،عبادت نكردهام.» باز هم خواستار وصال: «الهي هبني صبرت على عذابك فكيف اصبر على فراقك» «خدايا!به فرض كه عذاب تو،مرا در گيرد و بر آن صبر كنم،بر فراق تو چگونه توانم بردبار باشم؟ (كه اين از آن،بس دردناكتر است.) » او،هرگز از معشوق ننالد و به جائى غير كوى او روى نياورد. الهي انلني منك روحا و راحة فلستسوى ابواب فضلك اقرع خدايا!مرا از جانب خود نشاط و راحتى بخش كه من،جز به آستانه تو روى نخواهم كرد و غير باب فضل تو،نخواهم كوفت. الهي لئن خيبتني او طردتني فمن ذا الذي ارجو و من ذا اشفع خدايا!اگر مرا مايوس از خويش گردانى و برانى،آنگاه به چه كسى توانم اميد داشته باشم؟و چه كسى را شفيع خويش سازم؟ سفر بهانه ایست تا از روئیا هایم دست بشویم عاشق نباشم و برای رفتن کوله بار ببندم! مرگ نزدیک است نزدیک تر از صدای موذن اولین نماز را کجا خوانده ای؟ بر کدام قبله؟ آن بزرگوار در گفتار بلندى به دخترش فاطمه(س) می فرمايد: اى فاطمه، آيا خشنود نيستى من تو را به همسرى كسى درآوردم كه اسلامش پيشتر از ديگران و دانشش بيشتر از همگان است؟ براستى خداى تعالى به اهل زمين توجه فرمود، از ميان ايشان پدرت را برگزيد و او را پيغمبر قرار داد؛ دوباره به آنها توجه فرمود، از ايشان شوهرت را برگزيد و او را وصى قرار داد؛ خداى تعالى به من وحى فرمود: كه تو را به ازدواج او درآورم. اى فاطمه، آيا نمی دانى كه خداوند به خاطر بزرگداشت تو، تو را به همسرى بزرگترين، بردبارترين و دانشمندترين مردان، كسى كه پيش از ديگران اسلام اختيار كرد، درآورد؟ فاطمه - عليها السلام - از اين سخنان خندان و شكفته شد، پس رسول خدا - صلى الله عليه و آله و سلم - به او فرمود: «حمد و ثنا مخصوص خداست. از او يارى مى طلبيم و به او ايمان داريم و بر او توكّل مى كنيم. از بدى ها و اعمال ناشايست خود به او پناه مى بريم. خدايى كه جز او هادى و راهنمايى نيست. و هركس را كه هدايت نمود، گمراه كننده اى براى او نخواهد بود. گواهى مى دهم كه جز او معبودى نيست، و محمّد بنده و پيامبر او است. هان اى مردم! نزديك است من دعوت حق را لبيك بگويم و از ميان شما بروم. من مسؤولم و شما نيز مسؤول هستيد!» سپس فرمود: ادامه مطلب ... پيامبر گرامى (ص ) در سال دهم هجرت براى انجام فريضه و تعليم مراسم حج به مكه عزيمت كرد. اين بار انجام اين فريضه با آخرين سال عمر پيامبر عزيز مصادف شد و از اين جهت آن را (حجة الوداع ) ناميدند. افرادى كه به شوق همسفرى و يا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد و بيست هزار تخمين زده شده اند. مراسم حج به پايان رسيد و پيامبر اكرم (ص ) راه مدينه را، در حالى كه گروهى انبوه او را بدرقه مى كردند و جزكسانى كه در مكه به او پيوسته بودند همگى در ركاب او بودند، در پيش گرفت . چون كاروان به پهنه بى آبى به نام (غديرخم ) رسيد كه در سه ميلى (جحفه ) قرار دارد، پيك وحى فرود آمد و به پيامبر فرمان توقف داد.پيامبر نيز دستور داد كه همه از حركت باز ايستند و بازماندگان فرا رسند. كاروانيان از توقف ناگهانى و به ظاهر بى موقع پيامبر در اين منطقه بى آب ، آن هم در نيمروزى گرم كه حرارت آفتاب بسيار سوزنده و زمين تفتيده بود، درشگفت ماندند. مردم با خود مى گفتند: فرمان بزرگى از جانب خدا رسيده است ودر اهميت فرمان همين بس كه به پيامبر مأموريت داده است كه در اين موقع نامساعد همه را از حركت باز دارد و فرمان خدا را ابلاغ كند..... ادامه مطلب ... فردوسى: چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى خداوند امر و خداوند نهى كه من شهر علمم،عليم در است درست اين سخن،گفت پيغمبر است گواهى دهم كاين سخن راز اوست تو گوئى دو گوشم به آواز اوست خاقانى شروانى: سرها بينى،كلاه در پاى در مشهد مرتضى،جبين ساى جانها چو سپاه نحل،پر جوش بر خاك امير نحل،مدهوش ارواح كه عيسوى شعارند زان خاك،گياى عطر آرند خواجوى كرمانى: دانى كه چيست اينكه خطيبان آسمان برطرف هفت پايه منبر نوشتهاند يك نكته از مكارم اخلاق مرتضى است كآنرا بر اين كتابه به عنبر نوشتهانداى بس كه هفت كشور گردون به يك نفس مردان راه او به قدم در نوشتهاند ادامه مطلب ... شخصيت عظيم و گسترده امير المؤمنين على عليه السلام وسيعتر و متنوعتر از اين است كه يك فرد بتواند در همه جوانب و نواحى آن وارد شود و توسن انديشه را به جولان آورد.براى يك فرد،حد اكثرى كه ميسر است اين است كه يك يا چند ناحيه معين و محدود را براى مطالعه و بررسى انتخاب كند و به همان قناعت ورزد. يكى از جوانب و نواحى وجود اين شخصيت عظيم،ناحيه تاثير او بر روى انسانها به شكل مثبتيا منفى است و به عبارت ديگر«جاذبه و دافعه»نيرومند اوست كه هنوز هم نقش فعال خود را ايفا مىنمايد و در اين كتاب دربارهاش گفتگو شده است. شخصيت افراد از نظر عكس العمل سازى در روحها و جانها يكسان نيست.به هر نسبت كه شخصيت حقيرتر است كمتر خاطرها را به خود مشغول مىدارد و در دلها هيجان و موج ايجاد مىكند،و هر چه عظيمتر و پرنيروتر استخاطره انگيزتر و عكس العمل سازتر است،خواه عكس العمل موافق يا مخالف... ادامه مطلب ... فرمودند: هركس داراى چهار خصلت باشد، ايمانش كامل ، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى وخوشنوداست : 1 - خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى ، نسبت به مردم خدمت نمايد. 2 - راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى . 3 - حيا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى . 4 - خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عيال خود فرمود: سه حالت و خصلت در هر يك از مؤ منين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شدايد صحراى محشر در امان است . اوّل آن كه در كارگشائى و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد. دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتى بينديشد كه كارى را كه مى خواهد انجام دهد يا هر سخنى را كه مى خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودى خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مى باشد. سوّم قبل از عيب جوئى و بازگوئى عيب ديگران ، سعى كند عيب هاى خود را برطرف نمايد. - شخص كه نماز را در اول وقت نمي خواند ،بايد بداند آن چه از فضيلت و پاداش نماز اول وقت از دست داده ،برايش بهتر از تمامي دارايي و فرزندانش بوده است. - نماز عطا و احساني است از طرف خداوند به بنده ،كه از روي رحمت و عنايت به او بخشيده . - نماز همراه جماعت با فضيلت ترين نماز است. 500حديث پيرامون نماز و حديث-حسين علي جعفريخدايا! آن را که تنها و ناتوان است، بودن تو، همراهی تو کافی است تا او را بینیاز کند و او را بلاهای ترسناک و سهمگین حفظ کند. خدایا! خطاهایم مرا در تنهایی فرو برده و در برابر خشم تو تنها و ناتوانم گذاشته است. خدایا! در چنین حالی از دیدار تو هم هراسان و شرمگینم. خدایا! خدایا!! جز تو که پروردگار مایی، که میتواند ما بندگان تو را پناه دهد و آرامش ببخشد و یاری کند؟ خدایا! پناه ما تویی و تنها تو میتوانی به ما آرامش ببخشی و از ناتوانی نجاتمان دهی. خدایا! اگر تو روی از ما بگردانی و بخششت را از ما دریغ کنی و بر ما سخت بگیری، یا اگر تو رشته و ریسمان رحمت خود را از دستانمان بکشی، ما به کدام ریسمان میتوانیم چنگ بزنیم و به یاری چه کسی میتوانیم دل خوش داریم؟ خدایا! دعای بیست و یکم امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه تنظیم:بخش کودک و نوجوان .سايت تبيان
عـلى (عـليه السلام) : كسى كه كلام و سخنش زياد است خطايش زياد است و كسى كه خطايش رياد است حيايش كم است و كسى كه حيايش كم است ورع و تقوايش كم است و كسى كه ورعـش كم است قلبش مرده است و كسى كه قلبش مرده داخل جهنم است . وسائل الشيعة ج12 ص187كفران در لغت به معنای پـوشانيدن است و در اصطـلاح دينی : به پـنج معنا استعمال شده كه يكی از آن معانی ، كفران نعمت به معنای ناشكری و ناسپاسی كه ضد شكر گزاری است . ادامه مطلب ... پیوندهای روزانه پيوندها |
||